در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردمدر بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردمدر حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردمدر حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و آرام گریه کردمولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم وتو لایقش نبودی
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
تاريخ: پنجشنبه
9 تير
1401 ساعت: 11:11